بوی عطر عشقت

نه دیگر محال است تو را از دست بدهم ، قید همه را به خاطر تو میزنم

قلبم را تا ابد به تو میدهم ، تو تنها مال منی ، این را به همه نشان

میدهم!

مگر میشود بی تو بود ، آنگاه که تویی تنها بهانه برای بودنم!

وقتی که بودنم بسته به بودن تو است ، این لحظه هم منتظر آمدن تو

است ، لحظه ای که بوی عطر تو می آید از آنجایی که میبینمت تا

آنجایی که به انتظارت نشسته ام

چیزی دیگر نمانده تا رسیدن به آرزوها ، تا رسیدن به تویی که همیشه

آرزوی زندگی ام بوده ای

هر که می آید به سراغم ، سراغ تو را از آن میگیرم ، هر که مرا نگاه

میکند ، با نگاهم به دنبال تو میگردم …

و من چگونه به دیگران بگویم عاشق کسی دیگرم ، تنها دلیل زنده بودنم

کسی است که همیشه بهانه ایست برای دلخوشی هایم…

خیالت راحت از اینکه هیچگاه تنهایت نمیگذارم ، دلهره ای نداشته باش از

اینکه اینجا تو را جا بگذارم ، که غیر از این خودم جا میمانم و دنیا تمام

میشود ، همه اینها تبدیل به یک قصه ی بی فرجام میشود!

ای تو که با نگاهت میتابی بر من و قلبم جوانه میزند ، و آن لحظه

حرفهای عاشقانه میزند ، و این من و این احساسات من ، برای تویی که

همیشه میمانی در دلم !

نه دیگر محال است تو را از یاد ببرم ، همه را فراموش میکنم و تو را با

خود میبرم ،

تا هم خودت و هم یادت همیشه با من باشند، تا اگر لحظه ای در کنارم

نبودی با یادت زنده باشم

ای تو که با احساساتم دیوانه میشوی ، تو هم اینجاست که هم

احساس با من میشوی ، و آخر هم دلت با دلم و خودت با خودم  همه با

هم یکی میشویم!

/ 1 نظر / 10 بازدید
خواب گو

سلام دوست من وبلاگ جالبی دارید. برای شما آرزوی موفقیت دارم.